+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 15:9 توسط میثم
|
جستجوی بی پایان .... این منم که افکارم خواب راحت را از چشمانم ربوده است و در جستجوی آرامش به دنیای ناشناخته ی روان انسانها پناه آوردم که شاید بیابم نوشدارویی را که رستم نتوانست به سهراب برساند ..... بر سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه ها سرآید بجای صدای تیشه ز کوه بیستونه فرهااد نغمه پایکوبی و رقصه بی غم آید