بیخبر

از من مخواه شعر تر،  ای بیخبر ز درد... 

شعری که خون از آن نچکد،  ننگ دفتر است... 

آره داداش...  اینجوریاس... 

شک

زمان زیادی نمیگذرد ...  

شک ندارم که گفت : " تا آخر عمر مدیون تو خواهم بود " ... 

سال نو

هیچ گاه ندانستم چرا سال نو در راه است .... 

برای من هیچ چیز نو یی نداشت ...  

تازه کهنه های دوست داشتنی ام را هم ،میگرفت ... 

این چه مبارک باد است در راه !!!!